انتخاب نوع همکاری، یکی از تصمیمهای مهم در مدیریت منابع انسانی است؛ تصمیمی که میتواند بر هزینههای سازمان، بهرهوری کارکنان، امنیت شغلی و مسیر توسعه حرفهای افراد تأثیر بگذارد. بسیاری از کارفرمایان در شرایط عادی، استخدام نیروی ثابت را به دلیل ایجاد تعهد، حفظ دانش سازمانی و تقویت فرهنگ سازمانی ترجیح میدهند. بااینحال، در شرایط اقتصادی ناپایدار یا هنگام مواجهه با محدودیتهای مالی، استفاده از مدلهای همکاری منعطف میتواند گزینه مناسبتری باشد.
آنچه در این مطلب می خوانیم
از سوی دیگر، کارجویان نیز همیشه با فرصتهای شغلی ثابت روبهرو نیستند و گاهی لازم است برای حفظ درآمد، افزایش تجربه و توسعه مهارتهای خود، از فرصتهای همکاری متنوع استفاده کنند. بنابراین نمیتوان یک نوع همکاری را برای همه سازمانها و افراد، بهترین گزینه دانست.
در این گفتوگو، اعظم قربانی، کارشناس منابع انسانی به بررسی تفاوتهای استخدام ثابت و همکاری منعطف میپردازد و توضیح میدهد که انتخاب نوع همکاری چگونه باید بر اساس ماهیت شغل، شرایط سازمان، وضعیت اقتصادی و نیازهای کارفرما و کارجو انجام شود.
استخدام ثابت یا همکاری منعطف؛ کدام گزینه مناسبتر است؟
به نظر من نمیتونیم بگیم که کار ثابت یا کار پروژهای ذاتاً بر اون یکی برتری داره، چون انتخاب این دو کاملاً بستگی به ماهیت شغل و نیاز سازمان داره.
در بیشتر نقشهای سازمانی، بهویژه حالا توی حوزه منابع انسانی، استخدامی که ثابت باشه از دید کارفرما ارزش بیشتری داره؛ چون فرد با فرهنگ سازمان آشنا میشه، تعهد و مسئولیتپذیری بیشتری پیدا میکنه. اون دانش و تجربهای که داره کسب میکنه در سازمان حفظ میشه. در نتیجه، مدیریت و انتقال دانش هم انسجام بیشتری خواهد داشت.
از طرف دیگه، کار پروژهای برای فعالیتهایی که تخصصی هستند، کوتاهمدتاند، یا زمانی که سازمان به یک مهارت خاص نیاز داره، گزینه مناسبیه؛ به خاطر اینکه سازمان بدون اینکه تعهد بلندمدتی ایجاد بکنه، میتونه از اون تخصص موردنیاز استفاده بکنه.
بنابراین اگر بخوایم از نگاه کارفرما به موضوع نگاه بکنیم، در اغلب مشاغل، استخدام ثابت انتخاب منطقیتری هست.
شرایط بحرانی و تغییر نوع همکاری
البته ما باید این نکته رو هم در نظر داشته باشیم که شرایط ثابت و بهینه با شرایط بحرانی فرق میکنه.
وقتی شرایط بحرانی هست، مثل رکود اقتصادی یا شرایط جنگی، یا زمانهایی که کارفرما کاهش فروش داره یا اصلاً در نقدینگی خودش محدودیت داره، ممکنه برای اینکه هزینهها رو کاهش بده، از روشهای انعطافپذیرتری استفاده بکنه.
مثلاً به جای اینکه استخدام نیروی تماموقت داشته باشه، از نیروی پروژهای، قراردادی، کار پارهوقت یا برونسپاری استفاده بکنه.
هدف کارفرما در این شرایط، کاهش هزینههای ثابت خودش، حفظ نقدینگی و استفاده از تخصص موردنیازه، بدون اینکه بخواد تعهد بلندمدت ایجاد بکنه.
بنابراین میتونیم بگیم استخدام ثابت در شرایط عادی برای کارفرما گزینه مناسبتریه؛ اما زمانی که شرایط بحرانی میشه، بیشتر سمتوسوی کار به سمت کار پروژهای در واقع میره و کارفرما دوست داره که از اون حالت استفاده بکنه.
کار ثابت یا همکاری پروژهای از نگاه کارجو
اما از نگاه کارجو، بهویژه زمانی که بازار کار شرایط مناسبی نداره یا فرصت شغل ثابت برای کارجو فراهم نیست، انجام پروژههای تخصصی میتونه راهکار خوبی باشه برای اینکه درآمدش رو حفظ بکنه و توسعه مهارت و افزایش سابقه حرفهای رو برای خودش رقم بزنه.
انتخاب نوع استخدام بر اساس شرایط سازمان
در واقع نوع استخدام متناسب با استراتژی سازمان، شرایط اقتصادی حاکم بر اون، منطقه، جو سازمانی و ماهیت یک شغل، بر اساس اون انتخاب میشه.
نه صرفاً برای اینکه حالا کارفرما بخواد یه چیزی رو ترجیح بده یا کارجو بخواد نوع دیگری رو انتخاب بکنه.
هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.